تبلیغات
ღ♥ღ•*پسران آسمانی*•ღ♥ღ - من گاو هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
ღ♥ღ•*پسران آسمانی*•ღ♥ღ
درباره وبلاگ


باسلام.اول اینکه به وبلاگ خودتون خوش اومدید...
دوم اینکهskyboysbandتشکیل شده از2نفر:محمدمهدی(مدیروبلاگ)ومحمدصالح.هدف ما از ساخت این وبلاگ این بود که هرچیزی رو که خواستیم در این وبلاگ بزاریم(البته نه همه چیز).
وسوم اینکه نظر یادتون نره.درباره ی همه چیز نظر بدید تا انشاا...وبلاگ خوب و مفیدی رو داشته باشیم حتی قالب وبلاگ یا خیلی چیزای دیگه...
باتشکر.
ღ♥ღ•*sky boys band*•ღ♥ღ

مدیر وبلاگ : mohammad mehdi
نظرسنجی
نظر شما درباره عملگرد این وبلاگ؟






پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391

آپلود سنتر عکس رایگان

در یك مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می كردم و چند سالی بود كه مدیر مدرسه شده بودم.
قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.
هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همكاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.
در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
«
با خانم... دبیر كلاس دومی ها كار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بكنم
از او خواستم خودش را معرفی كند. گفت:
«
من 'گاو' هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند

تعجب كردم و موضوع را با خانم دبیر كه با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درمیان گذاشتم.
یكه خورد و گفت: «ممكن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من كه چیزی نمی فهمم...»
از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
«اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد
خانم دبیر با اكراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.
مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی كرد: «من گاو هستم
- خواهش می كنم، ولی...
- شما بنده را به خوبی می شناسید.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر?? ساله ای كه شما دیروز در كلاس، او را به همین نام صدا زدید...
دبیر ما به لكنت افتاد و گفت: «آخه، می دونید...»

- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشكل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندكی به شما كمك كنم.
خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتی را به خانم دبیر ما داد
و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتی او رفت، كارت را با هم خواندیم.
در كنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
«دكتر... عضو هیأت علمی دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه...»



محبوب کن - فیس نما

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:51 ب.ظ
This is very interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your excellent post.
Also, I have shared your website in my social networks!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:06 ق.ظ
I was recommended this website by my cousin. I am not sure
whether this post is written by him as no one else know such detailed about my problem.

You're wonderful! Thanks!
سه شنبه 23 خرداد 1391 06:48 ب.ظ
vaaghan aali bud adam bayad hamintori kaCro ke adab nadare adab kone...
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 10:33 ق.ظ
سلام....
وب زیبایی دارید ... بهتون تبریک میگم....
خوشحال میشم به منم سر بزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ارتباط با مدیر سایت در کلوب Online User
IranSkin go Up

وبلاگو به دوستانتون معرفی کنید
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by weblogi.ir
کسب درآمد
 
 
بالای صفحه